

فاکتور های مهم در انتخاب سیم بکسل
ساختار سیم بکسل شامل تعداد رشتهها، تعداد سیمهای هر رشته، و نوع مغزی (فیبر طبیعی، فولادی یا مصنوعی) است. هر یک از این پارامترها برای کاربرد خاصی بهینه شدهاند. برای مثال، سیم بکسلهای با مغزی فولادی استحکام کششی بالاتری داشته و در برابر لهیدگی مقاومترند، در حالی که مغزی فیبری انعطافپذیری بیشتری ایجاد میکند.
علاوه بر این، جهت تابیدگی (راستگرد یا چپگرد) و نوع تابیدگی (معمولی یا لانگلِی) باید با درام و قرقرههای دستگاه هماهنگ باشد. تابیدگی نامناسب باعث پیچ خوردگی، کابلپیچی و سایش زودهنگام میشود. در جرثقیلهای با چند لایه پیچ، معمولاً از سیم بکسلهای مقاوم در برابر چرخش (مانند نوع ۳۵×۷) استفاده میشود.
استحکام کششی و جنس فلز
جنس سیم بکسل معمولاً فولاد کربنی با یا بدون روکش گالوانیزه است. استحکام کششی بر حسب مگاپاسکال (MPa) یا کیلوگرم بر میلیمتر مربع بیان میشود. هرچه استحکام بالاتر باشد، سیم بکسل توانایی تحمل بار بیشتری دارد، اما انعطافپذیری آن کاهش مییابد. برای کاربردهای سنگین مثل معادن یا جرثقیلهای دریاپایه، از گریدهای ۱۹۶۰ یا ۲۱۶۰ مگاپاسکال استفاده میشود.
همچنین جنس سیم باید با شرایط محیطی سازگار باشد. در محیطهای مرطوب یا خورنده (مانند صنایع دریایی و پتروشیمی)، سیم بکسل گالوانیزه یا با پوشش ضدزنگ ترجیح داده میشود. عدم توجه به این فاکتور منجر به خوردگی، کاهش سطح مقطع مؤثر و شکست ناگهانی خواهد شد.
مقاومت در برابر خستگی و سایش سیم بکسل
سیم بکسل هنگام عبور از روی قرقرهها و درامها، تحت خمش تناوبی قرار میگیرد. خستگی ناشی از خمش و کشش متناوب، یکی از علل اصلی شکست سیم بکسل است. برای افزایش عمر خستگی، از سیمهای نازکتر در هر رشته استفاده میشود که انعطاف بیشتری دارند. استانداردهایی مانند ISO 4309 نسبت قطر سیم بکسل به قطر قرقره را تعیین میکنند.
سایش نیز در اثر تماس فلز با فلز یا سایش خارجی با سطح درام رخ میدهد. انتخاب سیم بکسل با رشتههای فشرده (compacted strand) یا با روکشهای کاهش اصطکاک میتواند سایش را کاهش دهد. در کاربردهایی با حرکت زیاد و بارگذاری متغیر، اولویت با سیم بکسلهای با لایههای بیرونی بیشتر و سیمهای ظریفتر است.
قطر سیم بکسل و تلرانسهای استاندارد
قطر اسمی سیم بکسل باید دقیقاً با شیارهای قرقره و درام مطابقت داشته باشد. انحراف قطر (چه مثبت و چه منفی) باعث تماس نادرست، افزایش تنش موضعی و سایش زودرس میشود. استانداردهایی مانند EN 12385 و API 9A میزان تلرانس مجاز (معمولاً ۰ تا +۵ درصد) را مشخص میکنند. اندازهگیری قطر باید در چند نقطه و دو جهت عمود بر هم انجام شود.
علاوه بر این، قطر سیم بکسل بر روی حداقل شعاع خمشی قرقره تأثیر میگذارد. نسبت D/d (قطر قرقره به قطر سیم بکسل) نباید از حد توصیه شده (معمولاً کمتر از ۲۰ برای جرثقیلهای عمومی) کاهش یابد. بیتوجهی به این نسبت موجب افزایش تنش خمشی، شکست رشتههای بیرونی و کاهش چشمگیر عمر مفید میشود. بنابراین انتخاب قطر باید با در نظر گرفتن طراحی سیستم قرقره و ظرفیت بار انجام پذیرد.


